تبلیغات
✴ ѴłϾŦΦЯR ŁΛƝÐ ✴ - مطالب فروردین 1398

✴ ѴłϾŦΦЯR ŁΛƝÐ ✴

Death Is Our Freedom

صفحه اصلی | عناوین مطالب | تماس با من | قالب وبلاگ

از کی دنیا به هم ریخته 
شب ها روزن 

روزا شبن 

زمان دیر میگذره

احساس خستگی میکنم 

به اندازه ی همه ی راه های نرفتم 

حرکت ستاره ها رو میبینم 

من نباید این ها رو ببینم

جنگ ها جنگ ها 

بهشت و جهنم انقدر می تونن پیچیده باشن 

اجتناب ناپذیریه بودنم 

توهم نبودنم 

چرا گاهی میتونم جسمم رو حس کنم 

تا ابد تو همین کابوس زندگی میکنم

اسمش رو تقدیر گذاشتن

روحم به دارو نیاز داره 

بتونم زمان رو به عقب بر گردونم

نباید صدای نفس نفس زدن هام رو بشنوم

حرکت ستاره ها رو ببینم

به اندازه ی تمام راه های نرفته ام

احساس خستگی میکنم 

زمان دیر میگذره

روزها شبن 

شبا روزن 

از کی دنیا بهم ریخته

بهشت و جهنم همینجاست



.

سه شنبه 27 فروردین 1398 07:49 ب.ظ |- VICTOR DEATHHEAVEN -| نظرات()

.



What's wrong with me





.

دوشنبه 26 فروردین 1398 08:58 ق.ظ |- VICTOR DEATHHEAVEN -| نظرات()

این وبلاگ 

حالت روحیه هر روز منه 

نه زیباست نه زشت

نه مردم پسند

نه واسه همدردی خوبه

نه واسه ی اشتراک گذاشتن توی یه سایت خفن

نه درسته نه غلط 

نه سیاه نه سفید

خاکستریه 

این یعنی رنگ وجود من

رنگی که میگه دنیای من چه شکلیه





نویسنده




.

یکشنبه 25 فروردین 1398 05:03 ب.ظ |- VICTOR DEATHHEAVEN -| نظرات()

  • او عاشق بازی با سایه ی مرگ است 
خدا میخواهد ولی او نمی تواند فراموش کند .

بیا و دوباره برش گردان 

رنگ پریده و ساکت

چشمان برادرانش خانواده اش به او خیره مانده اند

بخشی از وجود او مرده است 

مثل کودکی که در جنگل بی پروا پرسه میزند

یک نگاه نفرین شده بر روی صورتش حک شده

سیلی خورده از ترس برای گفتن حقیقت

و دهانی مهر و موم شده

رازش را زخم های روحش میداند 

خود را به من بسپار خود را رها کن

و تو گمان میکنی که سکوت او را بالغ میکند

زمانی که ترس وجودش را فرا میگیرد

چگونه می تواند فرار کند درحالی که فلج است

او تنها نمی تواند

او تنها مانده است

او تنها خواهد مرد

و من تا زمان مرگت تنهایت نمی گذارم

خداوند او را به خاطر گناهانش ببخش 

خداوند او را به خاطر همه چیز ببخش 

خداوند او را به خاطر گناهانش‌ببخش







.

یکشنبه 25 فروردین 1398 11:50 ق.ظ |- VICTOR DEATHHEAVEN -| نظرات()

این نامه از طرف موجودیست که تو ازش بیزاری . ولی من دیگه سعی نمی کنم ازت متنفر باشم . میخوام ازت که منو ببخشی . من شایسته ی سجده ی هیچ موجودی نیستم . من شایسته ی زندگی توی بهشت نیستم . من کسی بودم که تو رو از خودت گرفت . من فقط یک آدمم که از هر سگی هار تر شدم . چشمامم رو بستم به اندازه ی یک عمر . حرف های تکراری مدام میشنوم میشنوم میشنوم و بارها تکرار میکنم و تکرار میکنم و تکرار . همیشه حق‌با تو بود . چطور میشه به موجودی سجده کرد که هنوز توی باید ها و نبایدهای ذهنش داره دست و پا میزنه . منتظره و انتظار تنها کاریه که میتونه انجام بده .زخم شکنجه ای به اسم دنیا برای من . باور کن . منم اندازه ی تو شکستم و خسته . منم میخوام با عالم و آدم لج کنم . میخوام که منو ببخشی چون من لایق نبودم . برات آرزوی موفقیت نمی کنم . فقط میخوام که منو ببخشی .کدوم مرده است که بتونه بمیره ؟ من به تباهی میرم  . من زندگی میکنم تا برای مرگ آماده بشم . من به تباهی میروم .من میتونم فرار کنم ولی نمی تونم خلاص بشم . بار ها و بارها پایان رو دیدم و همچنان به سمت تباهی میروم ...

و این جاودانه می ماند .






.




.

یکشنبه 25 فروردین 1398 12:50 ق.ظ |- VICTOR DEATHHEAVEN -| نظرات()

Every new sunrise you can't change the past
You make a new end

 Go ahead
And make your own




.

شنبه 24 فروردین 1398 09:27 ق.ظ |- VICTOR DEATHHEAVEN -| نظرات()

+ این کیه که هر دفعه رو بخار شیشه اسمشو می نویسی ؟

- کسیه که عاشقشم

+ اسم دوست دخترته  ؟

- اسم مامانمه :)










.

چهارشنبه 21 فروردین 1398 01:28 ق.ظ |- VICTOR DEATHHEAVEN -| نظرات()

.: تعداد کل صفحات 3 :. [ 1 ] [ 2 ] [ 3 ]

Design: Bia2skin.ir