✴ ѴłϾŦΦЯR ŁΛƝÐ ✴

Death Is Our Freedom

صفحه اصلی | عناوین مطالب | تماس با من | قالب وبلاگ


مردم دور مسیح مصلوب شده جمع گشته بودند 
او سکوت کرده 
نفس میکشید
زاری مردم مقابلش را دید
 مدام فریاد میزد
همچون کودکی از دوری از مادرش 
رهایم کنید
رهایم کنید
جوانان پایه ی صلیب را شکستند و او را روی زمین نهادند
مسیح فریاد میزد که او را رها کنند تا بمیرد 
ولی مردم بی توجه اند
میخها را از دستانش در آوردند 
مسیح التماس می کرد
التماس می کرد
گویا مردم گوش هایشان طلسم شده است
مردم به صف شدند 
به نوبت دستانشان را به خون مسیح آغشته کردند و بر صورت خود مالیدند
جان در بدن نداشت 
با تقلا میخی برداشت و در دستانش فرو کرد 
همانطور که فریاد میزد 
در مقابل چشمانشان میخ ها را دوباره در دستانش فرو میکرد
مردم سکوت کردند
دارند او را تماشا میکنند 
شما عامیان نمی اندیشید 
همچون حیواناتی گنگ 
بدون اندیشه و تابع خوی
عده ی کثیری نیز بازگشتند و دیگر به پشتشان نگاه نکردند
ای سنگ دلان
نفرین خدا بر شما 
خون او بی بها دارد تلف می شود 
فرزند مریم ، همان که در مقابل چشمانتان افتاده است 
هنگام به صلیب کشیده شدن فراموش کردید
و یادی نیز نخواهید کرد
میراث او چیزی بیش از یک بدن بود 
چشمان مسیح کم سو شده است
با خود می اندیشد چه کرد که سزاوار حقارت است
دارد به دست یارانش کشته می شود 
هر روز خواهد مرد
گویا این سرنوشت تمام پیامبران است 
که به دست یارانشان 
بارها کشته شوند




.

یکشنبه 26 خرداد 1398 10:32 ق.ظ |- VICTOR DEATHHEAVEN -| نظرات()

Design: Bia2skin.ir