✴ ѴłϾŦΦЯR ŁΛƝÐ ✴

Death Is Our Freedom

صفحه اصلی | عناوین مطالب | تماس با من | قالب وبلاگ

این نامه از طرف موجودیست که تو ازش بیزاری . ولی من دیگه سعی نمی کنم ازت متنفر باشم . میخوام ازت که منو ببخشی . من شایسته ی سجده ی هیچ موجودی نیستم . من شایسته ی زندگی توی بهشت نیستم . من کسی بودم که تو رو از خودت گرفت . من فقط یک آدمم که از هر سگی هار تر شدم . چشمامم رو بستم به اندازه ی یک عمر . حرف های تکراری مدام میشنوم میشنوم میشنوم و بارها تکرار میکنم و تکرار میکنم و تکرار . همیشه حق‌با تو بود . چطور میشه به موجودی سجده کرد که هنوز توی باید ها و نبایدهای ذهنش داره دست و پا میزنه . منتظره و انتظار تنها کاریه که میتونه انجام بده .زخم شکنجه ای به اسم دنیا برای من . باور کن . منم اندازه ی تو شکستم و خسته . منم میخوام با عالم و آدم لج کنم . میخوام که منو ببخشی چون من لایق نبودم . برات آرزوی موفقیت نمی کنم . فقط میخوام که منو ببخشی .کدوم مرده است که بتونه بمیره ؟ من به تباهی میرم  . من زندگی میکنم تا برای مرگ آماده بشم . من به تباهی میروم .من میتونم فرار کنم ولی نمی تونم خلاص بشم . بار ها و بارها پایان رو دیدم و همچنان به سمت تباهی میروم ...
و این جاودانه می ماند .






.




.

یکشنبه 25 فروردین 1398 12:50 ق.ظ |- VICTOR DEATHHEAVEN -| نظرات()

Design: Bia2skin.ir