✴ ѴłϾŦΦЯR ŁΛƝÐ ✴

Death Is Our Freedom

صفحه اصلی | عناوین مطالب | تماس با من | قالب وبلاگ

Dustan mn dge tu in qabrestun faliyat nmikona

TWITTER:

@victor_deathh

Age deletun wase harfam tang shod mitunin b twitteram sr bezanin


Az 15 salegim drm otu in weblog post mizaram 
Bade 6 sal drm bahash khodahafezi mikonam

Delam tng nmishe 
Be andaze kafi behem khosh gozasht

Injaro ba hameye khateratesh tu in ruze moqaddas tanha mizaram

خداحافظ
Ciao
Good bye
안녕히가세요
さよなら




。。。

سه شنبه 28 آبان 1398 01:00 ق.ظ |- VICTOR DEATHHEAVEN -| نظرات()


Victor: Parasite

 Victor: That is fuckin awesome

Victor: I can worship this

Victor: I can sing it same time as i die

Victor: It say smthing like no one never can say that god damn

Victor: Yechizi mese nimeye gom shodame

Victor: Hesse kamel budan daram

Victor: Behtar mishe age yeruz dahanam pore khun bashe

Victor: Wa majbur basham wase inke bala nayaram bejaye qurt dadan tofesh konam tu surate
 kasai ke azashun motenafferam




.

چهارشنبه 12 تیر 1398 10:28 ب.ظ |- VICTOR DEATHHEAVEN -| نظرات()

دیگه کافیه 


وقتی جلوی آینه وایمیستی چی میبینی ؟

خودتو ؟

تو نه به ستایش نزدیکی 

نه به تقدیر

یا کسی که دیگران واست ساختن ؟

تا کی میخوای خودتو از دیگران پنهان کنی ؟

تو تنها نمیمونی 

باید باور کنی 

دیگه وقتشه آینه رو بشکونی 

تو شیطانی 

تو فرشته ای 

تو یه مرده ای 

تو تنهایی

تو فلجی 

تو دیوونه ای

از لبخندای الکیت متنفر شو 

دیگه خودتو نگه ندار 

ساکت شو یا فریاد بزن 

بخند یا گریه کن 

آشغالای عوضی 

شمایین که نمیزارین خودم باشم 

از همتون متنفرم 

بی خاصیتهای بی ریشه 

حیوونای ترسو 

شما همتون محکومین به سقوط ته یه دره 

جهنم 

اگه هنوز بهش اعتقاد دارین 

این شمایین که نباید توی آینه نگاه کنین نه من 

نه ما 

در طلب بهشت برین به جهنم 




.


جمعه 7 تیر 1398 08:56 ب.ظ |- VICTOR DEATHHEAVEN -| نظرات()


Just one more time

And 

One more time



.

جمعه 31 خرداد 1398 02:27 ب.ظ |- VICTOR DEATHHEAVEN -| نظرات()

راننده قطاره میخواد دنده عقب بره ، دستشو میزاره پشت صندلی شاگرد :|


ایح ایح ایح اییییییییییح


.


یکشنبه 26 خرداد 1398 09:44 ب.ظ |- VICTOR DEATHHEAVEN -| نظرات()


مردم دور مسیح مصلوب شده جمع گشته بودند 
او سکوت کرده 
نفس میکشید
زاری مردم مقابلش را دید
 مدام فریاد میزد
همچون کودکی از دوری از مادرش 
رهایم کنید
رهایم کنید
جوانان پایه ی صلیب را شکستند و او را روی زمین نهادند
مسیح فریاد میزد که او را رها کنند تا بمیرد 
ولی مردم بی توجه اند
میخها را از دستانش در آوردند 
مسیح التماس می کرد
التماس می کرد
گویا مردم گوش هایشان طلسم شده است
مردم به صف شدند 
به نوبت دستانشان را به خون مسیح آغشته کردند و بر صورت خود مالیدند
جان در بدن نداشت 
با تقلا میخی برداشت و در دستانش فرو کرد 
همانطور که فریاد میزد 
در مقابل چشمانشان میخ ها را دوباره در دستانش فرو میکرد
مردم سکوت کردند
دارند او را تماشا میکنند 
شما عامیان نمی اندیشید 
همچون حیواناتی گنگ 
بدون اندیشه و تابع خوی
عده ی کثیری نیز بازگشتند و دیگر به پشتشان نگاه نکردند
ای سنگ دلان
نفرین خدا بر شما 
خون او بی بها دارد تلف می شود 
فرزند مریم ، همان که در مقابل چشمانتان افتاده است 
هنگام به صلیب کشیده شدن فراموش کردید
و یادی نیز نخواهید کرد
میراث او چیزی بیش از یک بدن بود 
چشمان مسیح کم سو شده است
با خود می اندیشد چه کرد که سزاوار حقارت است
دارد به دست یارانش کشته می شود 
هر روز خواهد مرد
گویا این سرنوشت تمام پیامبران است 
که به دست یارانشان 
بارها کشته شوند




.

یکشنبه 26 خرداد 1398 10:32 ق.ظ |- VICTOR DEATHHEAVEN -| نظرات()


ثانیه ای به نیمه شب مانده 
واردش میشوی
اسمش رو میگذارم گرگ و میش زمان
یک وقفه ی کوچک بین گذشته و آینده 
مانند یک ابر در زمان شناور میشوی 
همان زمانی که مردمان نامش رو ساعت آرزو نهادند
گرگ و میش زمان 
جایی گم شده در مرز زندگی و مرگ 
همچون کاروانسرایی که در آن کمی استراحت میکنی
تا از سرزمین دیروز به سرزمین فردا بروی 
غم در پس عبور از این لحظه است 
زمانی که روشنایی شروع به قتل عام ستارگان بخت ما کنند
ولی باز چشمانمان را باز میکنیم
تا باری دیگر گذر از این مرز را تجربه کنیم 




.

جمعه 24 خرداد 1398 05:20 ب.ظ |- VICTOR DEATHHEAVEN -| نظرات()



S    I    L    E    N    C    E


.

پنجشنبه 23 خرداد 1398 12:13 ق.ظ |- VICTOR DEATHHEAVEN -| نظرات()

Design: Bia2skin.ir